"به نام قدرت مطلق"

 خلاصه سی دی وادی اول  91 به استادی آقای مهندس دژاکام:

تیتر وادی : با تفکر ساختار ها آغاز می گردد ، بدون تفکر آنچه هست روبه زوال می رود.

برای رسیدن به یک شهر باید از وادی ها و آبادی های مختلفی عبور کرد ، ما هم در کنگره برای نجات از سختی ها و تاریکی ها 14 وادی را باید پشت سر بگذاریم . در نوشتار های عطار که دانشمند و فیلسوف بزرگی است هم به 7 وادی اشاره شده است.                                                                                                                                       

تفکر به معنی حرکت ذهنی و درونی است که ما هنوز هم متوجه آن نیستیم ،تفکر یعنی حرکت از یک مجهول به یک معلوم و حتی از یک معلوم به یک مجهول ، برای انجام هر کاری ساختاری وجود دارد و هر ساختاری با یک تفکر به وجود می آید . به طور کلی همه چیز با تفکر به وجود می آید و بدون تفکر آنچه داریم را از دست می دهیم . باید بدانیم که چگونه همه چیزخلق می شود و یا به وجود می آید برای مثال به وجود آمدن یک کامپیوتر هم با یک تفکر بوده است  .                                                       

خداوند شو شود دارد و این شو شود با یک تفکر قبلی صورت می گیرد و گرنه چیزی به وجود نمی آمد . هر انسانی برای پیدا شدن مسائل و موضوعات مربوط به خود اول باید فکر کند ،پس باید چیزی برای فکر کردن وجود داشته باشد ،در این زمان است که نیرویهای القاء ، احیا و تحرک هم به وجود می آید . اگر   تفکر ما مثبت باشد  به ما القای مثبت می شود ، اگر هم تفکر ما منفی باشد ،القای منفی را جذب می کنیم ، القا به معنی انتقال چیزی به چیز دیگر است برای مثال وقتی گِلی را در کنار گُلی خوش بو قرار می دهیم آن گُل بوی خود را به گِل القا می کند ، به عبارت دیگر نشست و برخاست با انسانهای مثبت حتی اگر کلامی با آنها حرف نزنیم باعث به وجود آمدن القای + در ما می گردد و همچنین نشست و برخاست با انسانهای منفی در ما القای ایجاد می کند حتی اگر کلامی هم با آنها حرف نزنیم .

احیا یعنی ساخته شدن ، یعنی نیرویی که می سازد ، یعنی زنده شدن برای مثال : بدن انسان تا زمانی که زنده است خود را می سازد و یا به عبارتی خود را احیا می کند .

تحرک باعث به وجود آمدن حرکت در ما می شود . قبل از تفکر و به وجود آمدن ساختار همه چیز مثل صفحه سفید نقاشی است ،سپس ذره ذره تصویر به وجود می آید که این تصویر یا زشت است و یا زیبا . اگر شخصی نسبت به خود ناامید و مأیوس باشد و بگوید من درست نمی شوم ،من بیمار هستم ، من بدبخت هستم ، با این بچه چه کنم ؟، با این مرد و یا زن چه کنم؟ در اصل دارد یأس و نا امیدی را ترسیم می کند و این تصویر شوخی نیست بلکه بسیار جدی است .

برای هر مسئله ای باید تفکر کنیم مثلا برای رفتن برای به شمال باید بدانیم وضعیت آب و هوا چگونه است کدام راه باز است و... تا در زمان حرکت با مشکلی روبرو نشویم.

بعضی ها برای جلب ترحم و توجه دیگران خودشان را بیمار نشان می دهند ، جالب است که همان بیماری ها را هم می گیرند . اگر به حل مشکل ایمان نداشته باشیم ، مشکل هیچگاه حل نمی شود . مسئله اینجا است که در زمان بروز یک مشکل 90 % تا 95% انرژی و فکر خود را صرف  پیدا کردن دلیل و علت به وجود آمدن آن مشکل می کنیم ، این مسئله مهم است اما مسئله مهم تر حل آن مشکل است پس باید بیشتر انرژی و تفکر خود را روی حل مشکل بگذاریم . وقتی فردی افسرده و یا دو قطبی می شود و مسائل خود را عنوان می کند می گویند شما چون در زمان کودکی شاهد دعوای بین پدر و مادر خود بوده ای به این بیماری دچار شدی در صورتی که بسیاری با شرایط بدتر از این مواجه بودند و مشکلی پیدا نکرده اند، مطلب مهم این است که جنازه ای به هر دلیلی روی دستمان مانده و دارد بو می گیرد و مهم ،دفن کردن جنازه است . اگر مشکلات جسمی ، روانی ، ارثی ، چاقی ، سیگار و اعتیاد داریم چه دانسته و چه ندانسته باشد باز هم فرقی نمی کند چون مهم حل این مشکل و رهایی از آن است . اگر صورت ما پژمرده شده و یا در زندگی آرامش نداریم به خاطر وجود مشکلات است که باعث هرج و مرج شده است ، باید ببینیم در کجا هستیم .به کجا می خواهیم برویم نگوییم هر چه خدا بخواهد همان می شود خدا تو را به وجود آورده چون می خواسته تکامل یابی این تو هستی که باید انتخاب کنی ، یا راه درست و ارزشها را و یا راه نادرست و ضد ارزشها را . ما نمی خواهیم و نمی توانیم مشکلات خود را به یکباره و یا یکی دو روزه حل کنیم باید زمان کافی بدهیم تا مشکلات به آرامی حل شوند (مثل اعتیاد) پس باید فکر کنیم ، نه اینکه بگوئیم حوصله ندارم ،باید ببینیم به چه موضوعاتی باید فکر کنیم . چه موضوعاتی هم بیهوده اند و فکر کردن به آنها بی فایده است  ساختن خانه ای بدون در و پنجره و راهرو به چه درد می خورد؟ ، فکر کردن به مسائلی که به ما ربط ندارد باعث رنج بیهوده می شود ، ما اگر بیل زنیم باید باغچه خود را بیل بزنیم  نه اینکه در مسائلی که درتخصص ما نیست دخالت کنیم . اگر کسی مریضی را گرفته نباید صبح تا شب  به آن فکر کند که چرا این طور شده و این اتفاق برایش افتاده است ،90 % افکار و اعمال ما برای تأیید شدن از جانب دیگران است . شاید فکر کنیم که همیشه فکر کرده ایم اما مسائل و مشکلاتمان نشان می دهد که ما درست فکر نکرده ایم شاید چیزی را از دست نداده باشیم ولی آرامش نداریم . باید نقشه حمله خود را ترسیم کنیم و بدون شتاب مشکلاتمان را حل کنیم ، نباید نقشه ای عظیم ترسیم نمائیم که نتوانیم آن را اجرا نماییم باید به صورت واقع بینانه به مسائل نگاه کنیم ،اگر اینگونه تفکر کنیم به این نتیجه می رسیم که اراده به تنهائی قادر به حل مشکلات ما نیست به عبارتی با اراده تنها نمی توان از یک درخت بالا رفت و یا از روی یک طناب در ارتفاع زیاد عبور کرد البته این کارها شدنی هستند مشروط به اینکه فوت و فن لازم را یاد بگیریم و تمرین هم داشته باشیم ، می توانیم از نظر دیگران هم استفاده کنیم و مشورت کنیم اما تصمیم نهایی را خود بایستی بگیریم تا اعتماد به نفس لازم در ما به وجود آید.  

خلقت دارای سازماندهی دقیقی است که  اگر در این سیستم به طرف ارزشها حرکت کنیم نیرو های + ما را یاری می دهند و اگر به طرف ضدارزشها حرکت کنیم نیرو های به ما یاری می رسانند ، ممکن است بعضی از ما به این مسئله ایمان نداشته باشیم که این چندان مهم نیست زیرا اگر ما اعتقاد هم نداشته باشیم ولی در راه درست قدم برداریم باز آن نیرو به ما کمک می کند و تنها فرقی که بین اعتقاد داشتن و نداشتن ما است آن قوت قلبی است که نقش بسیار مهم و تکیه گاه بسیار خوبی در زندگی ما دارد، وگرنه  زبان، نژاد، رنگ پوست و... برای قدرت مطلق مهم نیست زیرا پاکترین،باتقواترین و خدمتگذارترین انسانها به آن نیرو نزدیکتریند.

اگر در به وجود آمدن مشکلات همه تقصیرها بر گردن من نیست  ، من می توانم با داشتن قدرت حال حاضرم مسائل خود را حل کنم ،انسانهای با تفکر،عقلشان قبل از زبانشان است و انسانهای بی تفکر بر عکس این قضیه عمل می کنند . در آخر هم باید گفت زمانی که می خواهیم مطلبی را با دوستی در میان بگذاریم باید به 3 چیز فکر کنیم : 1- آیا آن دوست و یا شخص می تواند مشکل مرا حل کند؟ 2- آیا ممکن است از حرفهایم بر علیه خودم استفاده کند ؟ 3- بیان این مطلب می تواند باعث بروز شر شود ؟ ،و با در نظر گرفتن این مطالب و تفکر روی آن ، آن کار را انجام بدهیم و یا انجام ندهیم.