معمای زمان!

به نام خداوند یکتا

معمای زمان




بطور حتم همه  ما در مورد زمان اطلاعات بسیار کمی داریم برخلاف تصور اکثر مردم زمان کمیت ساده ای نیست و مطالب بسیاری از آن در پاره ای از ابهام مانده است.
مساله نسبیت سالها قبل توسط ائمه اطهار علیهم السلام به سادگی بیان شده است امام صادق(ع): زمان به ذاته وجود ندارد و فقط بر اثر احساسات ما برایمان موجودیت می یابد و برای ما عبارتست از  فاصله بین دو واقعه
انشتین می گوید: زمان ، زمان نیست و شاید هم هر زمانی ، زمان نباشد.

زمان هم یکی از مخلوفات خداست و خداوند قبل از زمان موجود بوده و پس از فنای زمان هم باقی خواهد بود ما در این دنیا مانند شخصی هستیم که از ابتدای عمر در اتاقیست که تنها یک پنجره  کوچک به خارج دارد بدیهی است که اگر یک قطار از جلوی این پنجره عبور کند نمی تواند تمام قطار را یکباره ببیند بنابراین این شخص ناچار است برای مشاهده تمام قطار زمان قائل شود یعنی واگن هایی که از برابرش عبور کرده اند گذشته ، واگن هایی که در حال حاضر می بیند حال، و تعدادی که هنوز ندیده است آینده می پندارد اما کسی که در خارج از اتاق است می تواند با یک نگاه تمام قطار را بدون صرف زمان به یکباره ببیند. خداوند و کسانی که خارج از دنیا به سر می برند اینطورند و وقایع گذشته ، آینده را که برای ما وجود ندارند را موجود می بینند .

اگر یک بطری قرار است فردا بشکند از هم اکنون در محل شکسته است و بخصوص از مدتها پیش شکسته بود و ما فقط در همان لحظه ای که بعد چهارم (زمان) اجازه می دهد آن را درک می کنیم.زمان به خودی خود وجود ندارد و همیشه بسته به کسی است که آن را به تصویر در می آورد همیشه حال است نه گذشته ی مطلقی وجود دارد نه آینده مطلقی...

منبع:کتاب معمای زمان(محمدرضا سر کلزایی)

استاد عشق

به نام خداوند یکتا

<< استاد عشق >>

هر اتفاقی که میافتد به خودی خود نه خوب است نه بد و این ما هستیم که با قدرت تمیز دادن و ادراکی که خودمان ساخته و پرداخته ایم آنرا خوب یا بد مینامیم .

الخیر فی ما وقع ، خیر در چیزی است که اتفاق می افتد آنچه در جهان صورت پیدا میکند تجلی خداوند است و سراسر خیر و برکت است در پی تفسیری که ما از امور میکنیم، آنها را در قسمت خیر یا شر تقسیم بندی میکنیم ولی اگر بدانیم تمام اتفاقات به اذن خداوند است و از جانب اوست در میابیم همه آنها خیر هستند و به خیر ختم میشوند.


خوب است که رب خود را بشناسیم، بفهمیم و دانش و اگاهی او را درک کنیم و هنگامی که در کنارمان است قدر او را به کمال بدانیم.


آدمی داریم که دردش درد ماست
آدمی داریم که دردش درد خداست

کسی که جز عشق هیچ نگفت و جز عشق هیچ نیاموخت


مادامی که عشق را با الف می نویسیم چه حرفی برای گفتن در محضر استاد داریم !؟

نویسنده مسعود غفاری

رابطه  چاکراهای پایین با چاکراهای بالا درانسان

به نام خداوند یکتا

رابطه  چاکراهای پایین با چاکراهای بالا درانسان

در هفت نقطه از بدن ما مراكز انرژي وجود دارد که به آن چاکرا می گوییم به ترتيب از پايين به بالا چنين نامگذاري شده‌اند: چاكراي تحتاني(قاعده ای)، جنسي، نافی (خورشيدي)، قلب، گلو، چشم سوم، تاج.سه چاکرا پایینی (چاكراهای‌قاعده‌ای‌، جنسی‌ و نافی‌) چاكراهایی‌ هستند كه‌ تمامی‌ كالبد بر مبنای‌ آنها عمل‌می‌كند.
به‌ طور كلی‌ چاكراهای‌ پایینی‌ مربوط‌ به‌ امور جسمانی‌ و فیزیكی‌ و چاكراهای‌بالایی‌ مربوط‌ به‌ تجربیات‌ معنوی‌ هستند. در نگاه‌ اول‌ هر چه‌ كه‌ چاكراهای‌پایینی‌ بزرگتر و فعالتر باشند مسایل‌ دنیوی‌ بیشتر مطرح‌ می‌شوند.

چاكرای‌ قاعده‌ای‌ بر سلامت‌ جسمانی‌ و هر گونه‌ فعالیت‌ فیزیكی‌ اثر دارد.این‌ چاكرا انرژی‌ خام‌ زیستن‌ را از محیط‌ دریافت‌ كرده‌ ؛ صرف‌ تغذیه‌ بدن‌ می‌كند.موقعیت‌ بدن‌ و این‌ چاكرا را می‌توان‌ به‌ كارخانه‌ قند سازی‌ بسیار مدرنی‌ تشبیه‌نمود كه‌ در قسمتی‌ از آن‌، چغندر قند باید وارد شود. بدیهی‌ است‌ اگر چغندر قندوارد این‌ كارخانه‌ نشود؛ تمامی‌ دستگاهها و تكنولوژی‌ پیشرفته‌ آن‌ بی‌ ثمرمی‌ماند. فعال‌ بودن‌ این‌ چاكرا بر روی‌ سلامت‌ جسمانی‌ تاثیر بسزایی‌ دارد.

چاكرای‌ جنسی‌ اساس‌ لذت‌ بردن‌ و تحمل‌ كردن‌ است‌. به‌ كمك‌ این‌ نیرواست‌ كه‌ می‌توانیم‌ شرایط‌ نامساعدی‌ را تحمل‌ كرده‌؛ دوام‌ آوریم‌. كسانی‌ كه‌مجبورند شرایط‌ خاصی‌ را در مدت‌ زمان‌ طولانی‌ تحمل‌ كنند باید چاكرای‌جنسی‌ بزرگ‌ و فعالی‌ داشته‌ باشند. به‌ عنوان‌ مثال‌ كسی‌ كه‌ مجبور است‌ چندین‌ماه‌ برای‌ شركت‌ در امتحان‌ كنكور درس‌ بخواند؛ باید از چنین‌ انرژی‌ بهره‌مندباشد. این‌ چاكرا پشتكار ما را زیاد می‌كند. فعال‌ بودن‌ این‌ چاكرا بر روی‌ سلامت‌ روانی‌تاثیر بسزایی‌ دارد.

چاكرای‌ نافی‌ ارتعاشی‌ بالاتر نسبت‌ به‌ دو چاكرای‌ قبلی‌ داشته‌ و وضعیت‌گوارشی‌ و هضم‌ و جذب‌ غذا را بر عهده‌ دارد. غذاهایی‌ كه‌ می‌خوریم‌ دارای‌پرانا(انرژی حیات) هستند؛ هر چقدر غذا تازه‌تر و طبیعی‌تر باشد از انرژی‌ بیشتری‌ برخورداراست‌. علاوه‌ بر انرژی‌ غذا، سیستم‌ جذب‌ و دریافت‌ این‌ غذاها نیز بسیار مهم‌است‌. این‌ سیستم‌ همان‌ چاكرای‌ نافی‌ است‌. در صورت‌ وجود یك‌ چاكرای‌بیمار و غیر فعال‌، حتی‌ اگر غذاهای‌ تازه‌ و سرشار از انرژی حیاتی‌ نیز تناول‌شود؛ باز هم‌ بدن‌ بدون‌ انرژی‌ می‌ماند.

ساخت‌ موتور، روغنكاری‌ آن‌ و نهایتاً تغذیه‌ مداوم‌ آن‌ وظیفه‌ای‌ است‌ كه‌ این‌سه‌ چاكرا بر عهده‌ دارند. عملكرد صحیح‌ و كامل‌ این‌ چاكراها منجر به‌ ساخته‌شدن‌ بدنی‌ سالم‌ و فعال‌ می‌شود. بدنی‌ كه‌ می‌تواند جایگاه‌ خوبی‌ برای‌ دریافت‌و مبادله‌ انرژی‌ شود.
 سلامتی‌ این‌ سه‌ چاكرا، فعالیت‌ صحیح‌ و كامل‌ چاكراهای‌بالایی‌ را تضمین‌ می‌كند. چاكراهای‌ بالایی‌ (مثل‌ گلو، چشم سوم و تاج‌) همان‌دستگاههای‌ پیشرفته‌ای‌ هستند كه‌ نیاز به‌ انرژی‌ خام‌ دارند. اگر انرژی‌ خام‌ باكیفیت‌ خوب‌ و به‌ میزان‌ كافی‌ در دسترس‌ آنها قرار گیرد؛ تجربیات‌ عمیق‌روحانی‌ به‌ بار خواهد آمد.

كسانی‌ كه‌نسبت‌ به‌ مسایل‌ روحانی‌ و ماوراءپیشرفت داشته اند دارای‌ چاكراهای‌ بالایی‌فعالی‌ هستند. فعالیت‌ و سلامتی‌ چاكراهای‌ پایینی‌ مبنایی‌ برای‌ فعالیت‌ چاكراهای‌ بالایی‌ است‌.
 به‌ طوریكه‌ اگر شخص‌ درست‌ زندگی‌ كند( به‌ بدن‌ ونیازهای‌ طبیعی‌ آن‌ توجه‌ كند، سلامت‌ روانی‌ خود را به‌ مخاطره‌ نیندازد و مدام‌خود را تغذیه‌ و حمایت‌ كند) خود بخود در مسیری‌ معنوی‌ قرار می‌گیرد ومی‌تواند دركی‌ عمیق‌ از خداوند بدست‌ آورد. هر چه‌ كه‌ چاكراها و كانالهای‌انرژی‌ بزرگتر گردند؛ ظرفیت‌ فرد برای‌ تجربیات‌ عمیقتر بیشتر می‌شود.


نویسنده مسعود غفاری