حضور دیده بان محترم کنگره 60 جهت افتتاح شعبه مشهد

در روز دوشنبه مورخ ۳۰/۳/۱۳۹۰ دیده بان محترم کنگره ۶۰ جناب آقای سلامی و راهنمایان آقایان علی صداقت  و محمد صداقت با اتفاق همسفر آقای حمید کشایی با حضور در شهرداری مشهد و موافق شهردار محترم آقای مهندس پژمان و با توجه به توافق به عمل آمده نمایندگی مشهد در مکان بلوار الهیه فرهنگسرای انتظار بزودی افتتاح خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ضمن از لژیون آقای علی صداقت - آقایان محمود اسماعیلی - سعیدرضا حاج حسینی و حمیدرضا زمانی حضور داشتند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این مرد کیست؟؟

شکار لحظه - جمعه ۲۷/۳/۱۳۹۰

اگر می خواهید بدانید این مرد که دارد یواشکی با جناب مهندس دژاکام صحبت می کند چه کسی است به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

ادامه نوشته

تصاویر 27-03-1390 پارک طالقانی

تصاویر مربوط به روز جمعه مورخ ۲۷/۳/۱۳۹۰

 

پیرامون دوزخ

 پیرامون دوزخ

گفته شده است دوزخ مکانی است که گنه کاران پس از مرگ به آنجا می روند و تا ابد در آن میمانند.به این ترتیب گنهكار محكوم است تا ابد در آتش دوزخ بماند و بسوزد.

خدا رحمان و رحیم است و ذات خدا جز عشق نیست.عشق یكی از صفات خدا نیست.بلكه ذات مبارك اوست و عشق تاب رنج و عذاب دائمی كسی را

ندارد بلكه می خواهد یكایك ما به مراتب والاتری از كمال برسیم و پاكی و نیكی در ما رشد كرده

و افزایش یابداگر مجازاتی برایمان متصور است ما حصل ونتیجه اعمال خود ماست.انسانهایی که تکاملشان کافی نبوده است به خاطر همین عدم تکامل ما حصل نتایج رفتار ناقص خود را به شکل عذاب روحی حس خواهند کرد....

ادامه نوشته

تصاویر 26-03-1390 پنجمین همایش مرزبانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

پنجمین همایش مرزبانی

پنجمین همایش مرزبانی کنگره 60 به استادی آقای احمد حکیمی ، نگهبانی آقای محمد علیرضایی و دبیری سرکارخانم حیدری راس ساعت 10 آغاز بکار نمود .

درابتدا دبیر محترم جلسه خلاصه ای از همایش مرزبانی سال قبل خدمت حضار ارایه دادند و جلسه را به استاد واگذار نمودند .

استاد چنین فرمودند : قبل از هر چیزسالروز ولادت بنیان معرفت . عدالت . عمل سالم ، حضرت علی ( ع ) را خدمت همگی حضار تبریک و شادباش عرض میکنم .درادامه فرمودند : درکتاب 60 درجه پیامی مطرح شده که می تواند الگوی همه ما باشد: ما درانسان .....

ادامه نوشته

جلسه دهم - دوره سوم 26/3/1390

پنجشنبه مورخ ۲۶/۰۳/۱۳۹۰ دهمین جلسه خصوصی از دوره سوم  راس ساعت ۱۶.۳۰ به شرح ذیل برگزار گردید

 استاد: مهدی کیان

 نگهبان: داریوش شیخ وند

 دبیر: منوچهر حسنی

موضوع جلسه: قرص و تجربیات ترک با دارود و درمان اپیوم

خلاصه سخنان استاد:

تمام دانشمندان قرص را برای رفاه بشر ساختند که توسط متخصصین به بیمار داده می شود. ولی وقتی ما سرخود شروع به مصرف بی رویه قرص می کنیم دیگر این قرص نقش دارو ندارد. که باعث می شود روی سیستم مغز و کل سیستم بیوشیمی بدن اثر منفی بگذارد.

در ترک با متادون اگر کسی خیلی خوب رعایت کند تا دوز پایین می آیدو ولی نمی توان آنرا قطع کرد. اما اوپیوم یک گیاه است و بهترین دارو برای درمان اعتیاد که برای من خود یک تجربه بدون نقص است.

 

بیکران درون انسان

بیکران درون انسان

 

در جهان تنها  يك  فضيلت وجود  دارد  و آن  آگاهي  است  و تنها  يك  گناه و  آن  جهل  است  و در اين بين ، باز بودن  و  بسته بودن  چشم ها   تنها تفاوت  ميان  انسان هاي  آگاه  و  نا آگاه  است  نخستين گام براي رسيدن  به  آگاهي  توجه كافي به كردار ،  گفتار و پندار است زماني كه تا به اين  حد از احوال  جسم و روح ، ذهن و زندگي خود با خبر شديم آنگاه معجزات رخ مي دهند  . انسان نا آگاهانه  همواره  به  جست و جوي  چيزي  است  كه پيشاپيش در وجودش نهفته  است اما اين نكته را درست زماني مي فهمد كه به حقيقت مي رسد!   نه پيش  از  آن،   جز بي كران  درون  انسان نه جايي براي رفتن هست و نه چيزي براي جستن  حقيقت بي هيچ  پوششي   كاملا  عريان  و  آشكار  در كنار ماست . آنقدر نزديك كه حتي كلمه نزديك هم  نمي تواند  واژه  درستي  باشد  چرا كه حتي در نزديكي هم   نوعي  فاصله  وجود  دارد .ما  براي  ديدن  حقيقت تنها به  قلبي  حساس و چشماني تيزبين  نياز  داريم .معجزات همواره  د ر كنار  شما  هستند  و در هر لحظه از زندگي تان  رخ  مي دهند  فقط  كافي است  نگاه شان  كنيد در هر نقطه از زمين و در هر جايي كه هستيدبه همين اندازه كه با چشماني كاملا بازشاهد زندگي و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد برای دست یابی  به حقیقت كافي است...

ادامه نوشته

گزارش شعبه فشم در پنجمین همایش مرزبانی

در پنجمین همایش مرزبانی کنگره 60 که در شعبه شادآباد برقرار گردید که با استادی آقای احمد حکیمی ، نگهبانی آقای محمد علیرضایی و دبیری سرکارخانم حیدری راس ساعت 10 آغاز بکار نمود .

که از شعبه فشم آقای محمود اسماعیلی به عنوان نماینده مرزبانان گزارش فعالیتهای شعبه را به شرح ذیل اعلام نمود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                         نصف زمین را گشتیم تا یک نفر رها شد

فعالیت های انجام شده در مدت 11 ماه از افتتاح شعبه فشم

مقدمه:

حمد و سپاس فراوان از پیشگاه قدرت مطلق که به این حقیر توفیق خدمت عطا کرد ، و تشکر و قدردانی از مسئولین محترم شعبه شادآباد که فرصتی را فراهم ساختن که در فروخنده سالروز میلاد مسعود نخستین اخترتابناک امامت امام علی(ع) گردهم آییم و  ضمن آرزوی توفیق و بهروزی برای تمامی خدمتگزارن شعبه شادآباد و تشکر و قدردانی از...

ادامه نوشته

دیدار مسافران مشهد ، با مهندس

در روز چهارشنبه مورخ ۲۵/۳/۱۳۹۰ روز اولین رهایی از مشهد که آقای وحید رهجوی علی صداقت بود. مسافرین دیگری نیز از مشهد به تهران آمده بودند که در پایان مراسم با مهندس دژاکام دیدار داشتند

زمان

 

زمان

بطور حتم همه  ما در مورد زمان اطلاعات بسیار کمی داریم برخلاف تصوراکثر مردم زمان کمیت ساده ای نیست و مطالب بسیاری از آن در پاره ای از ابهام مانده است.

ادامه نوشته

وحید- رهجوی علی صداقت از آکادمی - 25/3/1390

آقای وحید رهجوی آقای علي صداقت ، مصرف  تریاک ،طول درمان (سفر اول) 1۱ ماه ، از شعبه آکادمی-۲۵/۳/۱۳۹۰

 

ادامه نوشته

سم نیکوتین

سم نیکوتین

بومی های جنگلهای آمازون از نوعی دارت که با لوله بلندی از طریق فوت کردن پرتاب میشود به عنوان اسلحه استفاده میکنند. این دارتهای کوچک آغشته به سمی هستند که بعد از اصابت وارد جریان خون میشود, حالت گیجی و رخوت ایجاد میکند و سپس حالت فلج و شوک به مصدوم دست میدهد و در نهایت منجر به مرگ میشود. اسرار تهیه این سم تا مدتها پنهان بود تا اینکه در قرن نوزدهم توسط دانشمندان کشف شد : "نیکوتین"

نیکوتین ماده ای بسیار سمی است که......

ادامه نوشته

تویی که نشناختمت؟!

تویی که نشناختمت ؟

به مناسبت 13 رجب سالروز میلاد نخستین اختر آسمان امامت

 

روز جمعه 13 رجب سال سی ام عام الفیل است. خداوند به فاطمه بنت اسد که فرزندی را در بطن دارد الهام می کند تا وارد مسجدالحرام شود و به سوی مقدس ترین مکان عالم، کعبه گام بردارد. پس دیوار کعبه شکافته می شود و فاطمه بنت اسد به درون کعبه گام می نهد و.. بدین سان مردی از تبار پاکان، سلاله پیامبران قدم بر عرصه گیتی می گذارد تا برادر، وصی و جانشنی باشد برای رسول گرامی اسلام محمد مصطفی(ص).

پدر حضرت علی(ع) ....

ادامه نوشته

حرمت سایت کنگره 60

حرمت سایت کنگره 60

فضای مجازی خود در نوع خودش فضائیست کاملا حقیقی و آنقدر حقیقی است که از حقیقی هم حقیقی تر است ، ولی نکته اصلی و اساسی در اینجاست که در فضایی که نام آنرا مجازی گذاشته اند ، نفس اماره انسان به دلیل نبودن خیلی از قید و بند ها آزاد تر حرکت می کند و با کوچکترین حرکت ضد ارزشی قادر است مثل گردباد انسان را به آرامی ،اما  به عمق ظلمت هدایت می کند ، بنابراین در این فضا بایستی به مراتب بیشتر مراقبت نمود تا شیطان به زیباترین شکل ممکن و موجه وارد افکار و اندیشه انسان نگردد ، بنابراین اجرای حرمت های کنگره باضافه حرمت های دیگری که خود می دانید از اهمیت بالاتری برخورداراست .

   مهندس حسین دژاکام   

همایش مرزبانی کنگره 60



پنجمین همایش مرزبانی کنگره ۶۰ روز پنجشنبه این هفته همزمان با میلاد حضرت علی (ع) راس ساعت ۱۰ صبح در نمایندگی شادآباد برگزار میگردد

 (( برنامه همایش  ))

ابتدا گزارش عملکرد نمایندگی های زیر ( به ترتیب الفبا):


اراک،تهرانپارس،پارک پرستار، پارک طالقانی،پارک لاله،چهارصد دستگاه،حافظ،درکه،رباط کریم،سایت،سمنان،شهرری،فشم،کرج،میدان حر و هیدج تا ساعت 30/11 پذیرایی و اجرای موسیقی تا ساعت 45/11

دعوت از جناب آقای سلامی
دعوت از سرکار خانم آنی
دعوت از مهمانان محترم
جهت ایراد سخنرانی
ادامه جلسه و سخنرانی جناب مهنس دژاکام
سپس ارایه گزارش عملکرد نمایندگی اصفهان ، آکادمی و شادآباد

اهدای لوح یاد بود به نماینده مرزبانان هر یک از نمایندگی ها .
اجرای مجدد موسیقی و در پایان صرف نهار

خدا نزدیک است (1) - نور را پیدا کن!!

 

 

نور را پیدا کن!

وقتی که در دام و تاریکی اعتیاد فرو رفته ای ، و دوست داری که تصمیم مهمی بگیری ، می دانی چه باید بکنی؟

فقط در تاریکی مطلق تنها بنشین و با خدا درباره راه هایی که پیش رو داری و می خواهی تصمیم بگیری کدام را انتخاب کنی صحبت کن.

 سپس ساکت بنشین و پاسخ او را گوش بده.

رویت را برگردان، آری! روشنایی پشت سرت است!

شروع خوب

 

زمان پخش "شروع خوب" از شبکه سه سیما

برنامه شروع خوب امروز،فردا و پس فردا 

با حضور جناب آقای مهندس حسین دژاکام(پایه گذار کنگره60)

 از شبکه 3 سیما پخش خواهد شد.

  

 ساعت پخش برنامه شروع خوب به نقل از سایت رسمی شبکه 3 سیما:

یکشنبه 90/3/22 :    ساعت:    18:00

دوشنبه 90/3/23:     ساعت:    17:15

سه شنبه90/3/۲۴:    ساعت:    18:00

می توانید نظرات خود را در خصوص این برنامه با روابط عمومی صدا و سیما ۱۶۲ در میان بگذارید

دلیل بودن تو

دلیل بودن تو


 خدا یکی بود .و یکی چگونه می توانست باشد ؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .

و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند ...

ادامه نوشته

جلسه چهارم- دوره چهارم 22/3/1390

یکشنبه مورخ 22/3/90 چهارمین جلسه خصوصی از دوره چهارم راس ساعت 17 برگزار گردید

استاذ :اقای محمد قلی پور

نگهبان:اقای علی عنبرستانی

دبیر :اقای مسعود غفاری

دستور جلسه:قرص وتجربیات ترک با دارو ودرمان با ot

  خلاصه سخنان استاد:

باور مردم این است که قرص چیز بدی نیست وانرا میتوان در هر جا استفاده نمود ولی حقیقت این است که تخریب قرص از همه مواد بدتر است ولی چون انرا عیب نمیدانند براحتی انرا مصرف میکنند من از روزی یکی دو قرص شروع کردم و به روزی هشتاد قرص رسیدم سرعت سیر صعودی قرص بسیار زیاد است و تخریبش از همه مواد بیشتر است قرص یا دارو فقط برای یک مدت زمان خاص باید مصرف شود که انهم توسط پزشک باید تجویز گردد

 

سخنی از حضرت علی(ع)

سخنی زیبا از حضرت علی(ع) به مالک اشتر

 ای مالک!

اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن !

 شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی ..
.

صعود یا سقوط

صعود یا سقوط

تویی که مرا در سقوط می بینی تا به حال اندیشیده ای که شاید تو خود وارونه ایستاده ای؟

جلسه نهم - دوره سوم 19/3/1390

پنجشنبه مورخ ۱۹/۰۳/۱۳۹۰ نهمین جلسه خصوصی از دوره سوم  راس ساعت ۱۶.۳۰ به شرح ذیل برگزار گردید

 استاد: علی صداقت

 نگهبان: داریوش شیخ وند

 دبیر: منوچهر حسنی

موضوع جلسه: وادی دهم و تاثیر آن بر روی من

خلاصه سخنان استاد:

استاد با توجه به روز تولد ۴ سال رهایی محمود اسماعیلی ِ صحبت خود را در دوبخش تفسیم بندی نمودند :

  

 

انهدام بزرگترین باند قاچاق شیشه

 


انهدام بزرگترین باند قاچاق شیشه/ ورود افدرین از عراق و پاکستان


رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا از دستگیری و انهدام بزرگترین باند قاچاق، تولید، توزیع و ترانزیت ماده مخدر صنعتی شیشه خبر داد و گفت: شگرد این باند تبدیل شیشه جامد به مایع و قاچاق آن از طریق بطریهای دوغ و برچسبهای تقلبی بوده است.

ادامه نوشته

چاکرا- وضو- نماز- نیت

چاکرا- وضو- نماز- نیت
 

فعالیت‌ چاكراهای‌ پایینی‌ در ارتباط‌ با مسایل‌ مادی‌ و دنیوی‌ ماست‌. هر چه‌این‌ چاكراها (قاعده‌ای‌، جنسی‌ و نافی‌) بازتر شوند راندمان‌ كاری‌ بالاتر رفته‌، درزندگی‌ گشایش‌ ایجاد می‌شود. رفتار اجتماعی‌ ما بهبود می‌یابد و می‌آموزیم‌ كه‌در جامعه‌ به‌ دیگران‌ احترام‌ بگذاریم‌. اگر زندگی‌ مادی‌ را جزئی‌ از معنویت‌ و پیش‌ زمینه‌ آن‌ بدانیم‌، می‌توان‌ چنین‌استنباط‌ نمود كه‌ وضو عملی‌ دنیوی‌ است‌. عملی‌ كه‌ با تغییراتی‌ كه‌ در اندرون‌ ماایجاد می‌كند؛ بیماری‌های‌ ما را درمان‌ می‌كند؛ مسایل‌ و مشكلات‌ مادی‌ رابرطرف‌ می‌كند؛ روابط‌ اجتماعی‌ ما را بهبود می‌بخشد و مسئولیت‌ پذیری‌ ما رابالا می‌برد. این‌ شرایط‌ خود بخود فرد را به‌ طرف‌ معنویتی‌ عمیق‌ پیش‌ می‌برد.وضو دنیای‌ ما را آباد می‌كند تا معنویتمان‌ نیز آباد شود. كسانی‌ كه‌ دارای وضوهستند همانند قایقی‌ هستند كه‌ در رودخانه‌ای‌آرام‌ آرام‌ به‌ سمت‌ مقصدی‌ معلوم‌ در حركتند.
برای‌ هر پیشرفتی‌ باید جسارت‌ تغییر كردن‌ داشته‌ باشید. انجام‌ عمل‌ وضوهیچ‌ كاری‌ ندارد و اگرنتوانستید وضو گرفتن‌ را مرتب‌ انجام‌ دهید بیشتر
ادامه نوشته

جلسه سوم- دوره چهارم 15/3/1390

یکشنبه مورخ ۱۵/۳/۱۳۹۰ سومین جلسه خصوصی از دوره چهارم  راس ساعت ۱۶.۳۰ به برگزار شد:

 استاد: مهرداد بوجاریان

 نگهبان: علی انبرستانی

دبیر: مسعود غفاری

موضوع جلسه: وادی دهم و تاثیر آن بر روی من:

خلاصه سخنان استاد:

یک نفر کنگره ای باید بتواند با این وادی ها زندگی کند و هرجا که دید این وادی ها باعث می شود با دیگران خیلی تفاوت داشته باشد باید بداند که جایی از کارش اشکال دارد. ما در گذشته با این وادی هشتم زندگی می کردیم و امروز هم که آمدیم یاد گرفتیم که زندگی جاری است و انسان امروزش با دیروز فرق دارد.

یک رهجو هر روز که از سفرش می گذرد و به رهایی نزدیک تر می شود این وادی را بهتر درک می کند که می تواند هر روز تغییر کند و صفت گذشته را از بین برود. زیرا صفت گذشته در انسان صادق نیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

12-03-1390 (بفرمائید ناهار)

در روز پنج شنبه مورخ ۱۲/۳/۱۳۹۰ قبل از برگزار جلسه ناهار مفصلی توسط لژیون علی صداقت برقرار گردید. که می توانید برخی از تصاویر آن را مشاهده نمود.

 

جلسه هشتم - دوره سوم 12/3/1390

پنجشنبه مورخ ۱۲/۰۳/۱۳۹۰ هشتمین جلسه خصوصی از دوره سوم  راس ساعت ۱۶.۳۰ به شرح ذیل برگزار گردید

 استاد: حمیدرضا زمانی

 نگهبان: داریوش شیخ وند

 دبیر: منوچهر حسنی

موضوع جلسه: کی چی؟

خلاصه سخنان استاد:

در زمان کودکی راجع به درس خواندن می گفتیم که چی درس بخوانم. زندکی کنم. کار کنم؟ کی چی باید قوانین اجتماعی را رعایت کنم؟ که چی مصرف نکنم؟

اما وقتی آمدیم کنگره همه چیز عوض شد. که چی یک گرم اضافه بزنم؟

اگر قرار باشد بیام و برم و هیچ اتفاقی نیافتد اگر سکون باشم اگه درجا بزنم که چی بیایم؟

 

چهره مرگ!

چهره مرگ 

 


چهره مرگ از گذشته های بسیار دور نزد مردم ترسناک و غم انگیز ترسیم شده و از اینرو آداب و رسومی منطبق با همین تصورات در جامعه آن زمان معمول گردید که تا به امروز سینه به سینه و دست به دست ادامه دارد از آنجایی که در گذشته به دلیل عدم درک صحیح مقوله مرگ و جهان روحی و عدم آگاهی اذهان عمومی برای واقعیات روحی در مواقعی آن را پایان حیات بشر و قطع ارتباط با جهان مادی میدانستند و برای آن انواع مختلف ساخته بودند و پیرامون آن دردها و شکنجه های منتسب به قبر را بین مردم رایج کردند که تمام اینها چیزی نیست مگر عدم شناخت و درک واقعیت ، لحظه جدایی روح از بدن برای همه یکسان است و به یک شکل انجام می گیرد اما لحظات قبل از جدایی روح و بعد از آن در مورد همه یکسان نبوده و بسته به رفتار و کردار در جهان مادی متفاوت می باشد و اما درخصوص احساس لحظه جدا شدن روح از دبن و پس از جدایی باید بگوییم انسان به هیچ وجه متوجه بریدن ریسمان میان روح و جسم نمی شود ولی پس از بریدن واسط میان روح وجسم ناگهان احساس نشاط و شعف ناپذیری به انسان دست می دهد که تاکنون مشابه آنرا در جها مادی تجربه نکرده است و بسیار خود را سبک می یابد درست مثل اینکه یک بار بسیار سنگین را از دوش انسان برداشته باشند و باید بگوییم بر خلاف آنچه تصور می شود مرگ (جدا شدن روح از بدن) هیچ دردی و رنجی به همراه ندارد و اگر انسان میتوانست یک بار مرگ را در حیات مادی خود تجربه کند میدانست که هیچ چیزی در این حیات مادی به اندازه مرگ لذت بخش و شیرین نمی باشد و هیچ انسانی پس از مرگ و درک جهان روحی میل به حضور در جهان مادی را ندارد زیرا وقتی وارد جهان روحی می شود و آن احساس زیبا را پیدا می کند با تجربه محیطی زیبا که با اینکه خورشید و نور در آن وجود ندارد و هوایی گرگ و میش است که تا آن لحظه تجربه نکرده است ولی شفافیت محیط و دید بمراتب بهتر از این جهان مادی است.....  


محسن - رهجوی علی صداقت ازآکادمی -11/3/90

آقای محسن رهجوی آقای علي صداقت ، مصرف  تریاک ،طول درمان (سفر اول) 12 ماه ، از شعبه آکادمی-۱۱/۳/۱۳۹۰

محمود- رهجوی علی صداقت از آکادمی-11/3/90

آقای محمود ، رهجوی آقای علي صداقت ، مصرف  ترياك ، طول درمان (سفر اول ) 15 ماه ، از شعبه آکادمی-۱۱/۳/۱۳۹۰
 

جلسه دوم- دوره چهارم 8/3/1390

یکشنبه مورخ ۸/۳/۱۳۹۰ اولین جلسه خصوصی از دوره چهارم  راس ساعت ۱۶.۳۰ به شرح ذیل برگزار گردید

 استاد: حمید جهانگیری

 نگهبان: علی انبرستانی

دبیر: مسعود غفاری

موضوع جلسه: که چی؟

خلاصه سخنان استاد:

 یکی از مسائلی که باعث میشود ما در سفرمان پیشرفت نکنیم مسئله که چی میباشد مشکلی که من در زمان مصرف داشتم همین مسئله بود تا میخواستم حرکت کنم انگیزه و فکرهای منفی می امد سراغم و میگفت که چی میخوای بزاری کنار ،حالا بزن ،حالا مصرف کن همه کارهای ضد ارزشی را انجام میدهند تو چرا نباید انجام بدهی؟ که چی یکی از ابزارهای نفس اماره است که باعث میشود من مصرف کننده مصرفم را بالا ببرم  ما میتوانیم جهت که چی را عوض نماییم یعنی از ترفندی که خود نفس زده است بر علیه خودش استفاده کنیم و بگوییم چرا باید مصرفم را بالا ببرم؟ چرا نباید درمان بشوم؟در اصل انگیزه وافکار مثبت را پشتوانه که چی قرار میدهم تا بتوانم از ان در جهت مثبت استفاده کنم ما باید دقت داشته باشیم اگر ما نتوانیم با بالا بردن دانش و اگاهی خودمان جواب که چی های خودمان را بدهیم باعث میشود ما بیشتر در تاریکی فرو برویم کاری که کنگره میکند این است که با اموزشهای خود جواب که چی های خودمان را در مسائل مختلف میگیریم  

 

 

 

آنچه در تقدیر است....

استادی در شعبه درکه

آقای محمود اسماعیلی کمک راهنما و مرزبان فشم در روز دوشنبه مورخ 2/3/1390 در شعبه درکه استاد جلسه بودند

خلاصه سخنان استاد:

امام علی(ع)12946: با مردم چنان معاشرت کنید اگر بمیرید بر شما بگریند و اگر زنده باشید و شما را ندیدند مشتاق دیدن شما باشند

 معاشرت کردن بر دانایی می افزاید، کاری که ما در کنگره انجام می دهیم با در جلسات و کلاسها شرکت می کنیم و با یک دیگر معاشرت می کنیم و باعث بالا رفتن سطح دانایی ما می شود . اما این معاشرت خود دارای آداب خواصی است

شیندن و گوش کردن و حرف زدن یک هنر است ولی نشنیدن خیلی بالاتر از شنیدن است

سخن وری هنر است ولی هر حرف را گوش ندادن 100برابر ارزش دارد

انسان برای حرف زدن 2 سال وقت لازم است، اما برای حرف نزدن 20 سال باید تمرین کند

بعضی از رهجویان خوب حرف می زنند( یکساعت می تواند سخن رانی کند و شاید حرف خوب نزد)  ولی بعضی ها حرف های خوب می زنند هرچند کم حرف می زنند

کاری که رهجو در لژیون و جلسات انجام می دهد ابتدا گوش کردن و بعد حرف زدن و عمل کردن

سقراط: اگر خاموش باشی تا دیگران به سخننت آرند بهتر که سخن گویی و خاموشت کنند

حرف زدن خیلی آسان است و لی عمل کردن به آن خیلی سخت است، موقع مصرف همه می گفتیم می خواهیم ترک کنیم، آری گفتن آسان است ولی عمل کردن آن 11 ماه وقت می گیرد.

ما باید گفتار نیک را سر لوحه کار خود قرار دهیم تا روزی تبدیل به کردار نیک شود.

اساس نادانی ، نداشتن دانایی یا همان جهل است پس اساس بی ادبی ، نداشتن ادب است

پس ما باید برویم ادب و آداب معمولی در رفتارمان را یاد بگیریم

ما در روابطمان باید حد و حدود را رعایت کنیم – اساس عشق هم همین است با حد و حدود است مثل ستونهای یک ساختمان اگر خیلی بهم نزدیک شود سقف می ریزد و اگر خیلی از هم دور شود باز سقف می رسد. ارتباط رهجویان در کنگره باید به همین صورت باشد

راهنما مثل یک خورشید است اگر یک رهجو اگر خیلی به راهنما  نزدیک بشود خطرناک است و می سوزد ، و اگر  خیلی از او دور شوی  خطرناک است  و یخ می زنی باید اعتدال و تعادل را رعایت کنیم( خیلی نزدیک= با او شوخی کند – خودمانی شود -  خط قرمز را شکستن) همیشه یک راهنما برای یک رهجو ، استاد است نه رفیق و نه دوست

این مثال برای برخورد با تمامی مسافران در کنگره هم صدق می کند

یک بچه کنگره ای باید در گفتار خود هم دیپلماسی را رعایت کنیم.

یک جمله را به چند حالت و زبان می توان گفت: ولی دیپلماسی این است که بهترین و کم خطرترین حالت بیان کرد

و ما باید قوانین معاشرت و رفتار را یاد بگیریم تا از انجام دادن این قوانین به تعادل برسیم و از تعادل به آسایش و در نهایت به آرامش یا همان بهشت ابدی برسی

 

در آخر انتخابات نگهبان برگزار گردید که آقای محسن ، به جای آقای مجتبی رهجوی علی صداقت انتخاب گردید. برای هر دو آنان آرزوی موفقیت داریم

 

 

 

 

 

فرید - رهجوی علی صداقت از آکادمی-4/3/1390


آقای فريد ،رهجوی آقای علي صداقت ، راهنمای همسفر سر کار خانم توكلي ، مصرف هروئين ، طول درمان (سفر اول) 18 ماه ، از شعبه آكادمي - چهارشنبه ۴/۳/۱۳۹۰

رضا - رهجوی علی صداقت از آکادمی-4/3/1390

.آقای رضا ، رهجوی آقای علي صداقت ، مصرف شيشه ترياك حشيش ، طول درمان (سفر اول ) 11 ماه ، از شعبه آکادمی - چهارشنبه ۴/۳/۱۳۹۰

رضا رهجوی علی صداقت 

پیام سفر دوم

پيام سفر دوّم

اكنون پيامي براي رهايافتگان از مسئله بيماري اعتياد كه قسمت يا مرحله دوّم را آغاز نموده‌اند ، يعني همان شناخت خويش . زيرا اين مرحله بسيار تا بسيار مهمّ مي‌باشد . اشخاصي كه به نيروهاي الهي اعتقادي ندارند براي مهيا نمودن آنان به جهت تحكيم بندهاي آنان با بنـدهاي اوّلين ، بسيار مهمّ است كه در مرحله دوّم بسيار پخته و صيقل داده بشوند .


اينك متن پيام :

همسفر، از بندي كه آزاد شده‌اي تو را سرمست نگرداند و براي اينكه بداني ، سفر دوّم به مراتب هم سخت و هم سهل است .
دستهايت را به نشان پيچش در هم و به سوي آسمان نگهدار و تا آنچه دريافت ننموده‌اي از ادامه باز نايست و بدان همسفران در آن مكان لا مكان تو را ياري خواهند نمود .

پیام سفر اول

پيام سفر اول

 

همسفر !


تو بر مركبي نشسته‌اي كه گرچه دير به مقصد ميرسي ، امّا سالم و كامياب خواهي رسيد . پس عجله نكن و در جاي خود بنشين و تا مقصد به آنچه علاقه داري مشغول باش تا با كمك خودت و ياري همسفران به پايان نقطه برسي .

امّا بينديش كه وقتي اين سفر تمام شد آنجا تو را پاداشي نيكو خواهد بود و آن پاداش بند عشقي است كه بين تو و قدرت مطلق (الله) برقرار ميگردد .

جلسه هفتم - دوره سوم 5/3/1390

پنجشنبه مورخ ۰۵/۰۳/۱۳۹۰ هفتمین جلسه خصوصی از دوره سوم  راس ساعت ۱۶.۳۰ به شرح ذیل برگزار گردید

 استاد: مهدی مهردوست

 نگهبان: داریوش شیخ وند

 دبیر: منوچهر حسنی

موضوع جلسه: آداب معاشرت ادب و بی ادبی ُ تعادل و بی تعادلی ژ

خلاصه سخنان استاد:

تعادل یعنی حد وسط، باید قوانین تعادل را بدانیم ، بوسیله فرمان عقل و رعایت قوانین الهی باید تعادل برقرار گردد. در کنگره رعایت آداب و معاشرت راحت است اما در خارج از کنگره سخت است در مسائل خانوادگی نباید دنبال برنده و بازنده باشیم.

 

ما برای وصل شما به آنانی...

بارگیری بارندازهای طبیعت...

 

سخن دل پذیر....

انسان مقام انسانی خود....

 

پاره خط دل


  پاره خط

دل

 

امام علی علیه السلام در توصیف کسانی که اهل دنیایند می فرماید: چهارپایانی هستند پابسته و برخی رها شده، خردهایشان را گم کرده و در کار خویش سرگردان اند.

آنان که مجذوب رحمت خداوند می شوند به ارتفاء می رسند و آنان که فقط به سورچرانی مشغولند نصیبی ندارند ، می فهمی چه می گویم . چهارپایانی که به دنبال پاهای اضافی می گردند تا خود را در زمین  نگه دارند اما نمی دانند ، که بدون دست و پا سر بر سجده الله بسیار آسان است.

سخنی با دوست!

اگر فنجانی کوچک زیر باران نگاه داریم ، به اندازه همان فنجان به ما باران می رسد. اگر کاسه بزرگی نگاه داریم، به همان اندازه در آن آب جمع می شود.

مهندس جان! شما چه ظرفی در زیر باران رحمت الهی قرار داده اید؟!

به ما هم بیاموز ! ! !

 

تقدیم به استاد  بزرگوار

جناب آقای مهندس دژاکام

 

 

                     محبت...............     خدمت بلاعوض  ....................        بخشش
مقدمه نویسنده:

مطلبی دارم که شخصاً تقدیم معلم بزرگ و ارجمند جناب مهندس دژاکام می نمایم:

استاد بزرگوار؛ طبق امر حضرتعالی ،  شروع به نوشتن افکار پریشان خود کردم ، خواستم همچون شما مثلثی از برداشت هایم رسم کنم اما به واقع دریافتم که در مقامی نیستم که مثلثی خلق نمایم.

و دانستم که باید وصل بود تا مطالبی در هم آمیخته شود و در روح و روان انسانها تاثیر گذارد ، هرچه جلوتر می روم به کوچکی خود در کنگره ، بیشتر و بیشتر واقف می شوم.

تا بماند که در کل کائنات کجا جای دارم؟

همیشه با خود می گفتم ؛ اگر برای خدمت و یاری دیگران به این کره خاکی آمده ام ، پس دیگران در این دنیا چه کاره اند. و هرچه می گذرد بهتر می فهمم که خودم هم در جزء آن دیگران بوده ام.

اما باور دارم که در مدرسه شما پیشرفت خواهم کرد ، به توصیه راهنمایم نام این مطلب را پاره خط گذاشتم تا ثابت شود که رسم مثلث چنان راحت و امکان پذیر نیست، اما عشقی که از شما در سینه دارم را نمی توانم پنهان کنم.

همیشه افسوس می خوردم که چرا با برخی از بزرگان تاریخ اسلام نبودم، و در کنار آنها زندگی نکردم. و چرا  در زمان هایی که باید باشم ، نبودم ، ولی دیگران در آن زمان زیسته اند و بهره برده اند.

اما اکنون خوشحالم از این که در زمانی زیستم که حضور مهندس دژاکام را احساس کردم. او را دیدم و مستقیماً از درس هایش بهره بردم.

خوشحالم که توانستم شانه هایش را ببوسم ، و او مرا در آغوش بگیرد.

و در آینده می توانم بر این گفته ها یم ، ببالم و احساس شادی نمایم.

پاره خط را به شما تقدیم می کنم .

و می دانم که؛

 کوچکی من را به وسعت دل و روحتان خواهید بخشید.

برایتان بهترین ها را آرزو می کنم.

از طرف: محمود اسماعیلی

۲۰/۷/۱۳۸۹

قبل از مثلث عشق ؟

به نظر این حقیر قبل از اینکه وارد مثلث عشق ( سایه – جاذبه – حس) شویم ، باید بتوانیم چندکار را انجام دهیم شایداین مثلث  را بهتر قابل درک و لمس برایمان باشد.

بخشش

بخشش در حدیث:

پیامبراکرم(ص): خداوند بخشنده ترین بخشندگان است و من بخشنده ترین فرزندان آدم می باشم و بخشنده ترین آنها پس از من مردی است که دانشی را فرا گیرد و دانشش را بگستراند ، چنین کسی روز قیامت یک امت مبعوث می شود – میزان الحکمه 2997

امام علی(ع): بخششی که از روی ترس و یا به امید تلافی نباشد ، بخشش واقعی است

بخشش :

بخشش  یعنی گرفتن و دادن ، زیرا جهان و کائنات از طریق مبادله پویا عمل می کند. در صورتی که ما فکر می کنیم بخشش یک طرفه است.

بدن انسان سرشار از انرژی یا امواج است و این انرژی در حال تبادل با جهان هستی است . و در وادی 12 آمده که خداوند عشق و محبت را در امواج دمید و از تراکم امواج هسته اولیه جهان خاکی به وجود آمد.

و می دانیم طبق قانون فیزیک انرژی از ابتدا بوده است و از بین نمی رود بلکه از صورتی به صورت دیگر تبدیل می گردد، پس طبق گفته های استاتید کنگره می توان گفت انرژی هم جزء حقیقت است که از بین نمی رود.

بعنوان مثال ؛ انرژی الکتریکی که تبدیل به انرژی  روشنایی یا مکانیکی ، در لامپ یا خودرو می شود.

می توانیم نتیجه بگیریم که ماهیت انسان  (نفس) از انرژی خداست (چون خدا هم از ابتدا بوده و هست و خواهد بود) و می توانیم نتیجه بگیریم که (ماهیت یا نفس) انسان هم از بین نمی رود بلکه از صورتی به صورت دیگر تبدیل می گردد.

پس بدن انسان در حال تبادل انرژی  (دادن و گرفتن = بخشش ) با انرژی کیهانی است .  مثل خواب در شب و انتقال انرژی کیهانی به انسان .

 اگر کسی بخواهد این تبادل انرژی را یک طرفه کند و فقط برای خودش نگه دارد و چیزی ندهد یا بخشش نکند، این توقف نمودن جریان انرژی مانند ، قطع جریان خون است . با قطع جریان خون انسان می میرد.

و در جهان بینی خوانده ایم که پول در واقع سمبلی از انرژی است. و اگر کسی پول را متوقف کند، یعنی اگر پول را فقط برای خود بخواهد و ذخیره کند. یعنی چرخه تبادل انرژی از سوی خودش به طرف جهان هستی را متوقف کرده است، و از آنجایی که واحد انرژی مصرف آن می باشد ، مثلا می گویند فلان وسیله 100 اسب بخار یا 100 کیلووات انرژی مصرف می کند. و اگر انرژی در یک جا بماند ، راکد شده و از بین می رود. مثل رودخانه که باید همیشه در جریان باشد درغیر انیصورت راکد شده و تبدیل به باتلاق شده و از انرژی خودش خفه می شود. که گردش انرژی آنرا زنده می کند.

همانطور در کنگره آموخته ایم که اطلاعات و دانش همیشه در حال انتقال از آسمان به زمین و برعکس
می باشد و هرچه بالا برود باید برگردد و برعکس . مثلاً وقتی ابر ، باران را از آسمان به سمت پایین می فرستد دو باره در دریا تبدیل به بخار می شود و مجدداً این چرخه ادامه می یابد. پس نتیجه می گیریم که بخشش یک نوع ارتباط دو طرفه است .

از کجا بفهمیم کدام  عمل ما بخشش است ؟ هر چیزی که از طریق بخشش کردن ، تکثیر و زیاد نشود بخشش نیست.  و ارزش دادن و گرفتن ندارد.

یعنی اگر کسی احساس کند با بخشیدن ، چیزی را از دست می دهد، یعنی چیزی از نظر او زیاد نشده است، پس بخشش نیست.

بعنوان مثال: در هر دانه گندم ، امید صدها دانه شدن است، اگر کسی آنرا ذخیره و انبار کند از بین می رود.  ولی اگر آن دانه را در زمین بکارد و آن دانه تمام شعور خود را به زمین حاصلخیر ببخشد ، در آن صورت زمین یک دانه را تبدیل به صددانه می کند پس نشانه  تکثیر و زیاد شدن است. و باید بدانیم هرچه بیشتر ببخشید ، بیشتر خواهید گرفت.

 وقتی مصرف کننده ، در کنگره مواد خود را قطع می کند ، و از ته دل آنرا بخشیده و رها می کند، و به سفر دوم می رسد. و علاوه براینکه از بخشیدن و دادن مواد احساس نارحتی ندارد ، بلکه همیشه منتظر بوده است که هرچه زودتر آنرا به میل و رغبت زیاد از آن خلاصی یابد.

در عوض کائنات و سیستم شبه افیونی بدنش ، چیزی به او می بخشد که در تمام عمرش ندیده است او را طوری اشباه می کند که هیچ مواد مخدری نمی تواند آنرا انجام دهد. به خاطر همین مصرف کنندگان بعد از رهایی هیچگاه به سمت چیزی که بخشوده بودند نمی روند.

و باید بدانیم که در بخشش ابتدا از خودمان شروع کنیم و خود را بابت گذشته مان ببخشیم ، و تا خود را نبخشیده باشیم بخشش برای ما سخت است، و نمی توانیم دیگران را ببخشیم.

هروقت که با احساس پشیمانی و ندامت قلبی نزد خدا برویم ما را خواهد بخشید، ما نیاز به بخشش خود داریم، بنابراین باید از اشتباهات و خطاهایمان یک بار و برای همیشه درس عبرت بگیریم تا بار سنگین گناه ها و خطاهایمان را سبک کنیم. و بی جهت بار سنگین گناهان ، رنج و نفرت وخشم را تا آینده با خود حمل نکنیم. و  اگر ما شجاعت و جرات بخشیدن خودمان را داشته باشیم می توانیم قدم اول در بخشش دیگران را برداریم. کسی که قادر نیست خود را ببخشد، غمگین است، لحظه ای که یک شخص می پذیرد تا خود را ببخشد، لحظه تجدید حیات و شروع مجددی است.

سعی کنیم که گذشته را به خاک بسپاریم و در حال زندگی کنیم ، دیگران را به خاطر اشتباهات گذشته شان ببخشیم و در بخشیدن دیگران ، سعی کنیم که خطا و اشتباه گذشته آنها را کالبد شکافی نکنیم، و در یادمان باشد اگر با بخشش دیگران کوچک می شوم ، پس چرا خدا اینقدر بزرگ است او که هر روز ما را به خاطر اشتباهاتمان می بخشد.!

اشتباه از آدمی و بخشش از آن خداوند است، و هرچه بیشتر ببخشیم، خداوند بیشتر ما را مورد لطف و مرحمت قرار خواهد داد. و  آنچه خداوند فراموش کرده ،  ما هم فراموش کنیم!

به نظر من تمرین بخشش بسیار ساده است و بهترین راه برای تحقق قانون بخشش و آغاز چرخش انرژی در کائنات این است که از امروز تصمیم بگیریم هر وقت کسی را دیدیم چیزی به او ببخشیم. و احتیاج نیست اصلاً آن چیز مادی باشد. می تواند یک لبخند باشد، می تواند یک تعریف خوب از صفت پسندیده او باشد، یا یک دعای خیر برای او باشد.

مطلبی از دیپاک چوپرا پزشک و عارف هندی خواندم و تازه فهمیدم که چرا در کنگره پس از پایان هر جلسه می گویند که سکوت می کنیم و هرکس در سکوت خود یک خواسته یا یک دعا را طلب نماید.

چوپرا می گوید: " بهترین و قدرتمند ترین حالت بخشش ، وقتی است که کسی را می بینید در سکوت برکت یا دعا خیر برایش آرزو کنید" که کنگره به ما یاد داده است برای دیگران دعا کنیم.


خدمت بلاعوض

به نظر من از اینجا به بعد ما وارد فاز جدید و بزرگتر از بخشش می شویم به نام ((خدمت بلاعوض)) چون همانطور که در ابتدا گفتیم  بخشش حالتی دو طرفه است ، دادن ، همراه با گرفتن . مواد را می دهیم و با کمال میل از خود دور می کنیم و به جای آن پاکی و نشاط را می گیریم.

درخدمت بلاعوض ، ما دیگر توقع گرفتن ازکائنات و طرف مقابل را نداریم. و مقامی بالاتر از مقام رضا و نزدیک به مقام تسلیم در وادی پنجم است . وقتی در سکوت برای کسی دعا می کنید، این خود خدمت بلاعوض است چون شخص مقابل نمی داند که بخواهد از شما تشکر کند ، یعنی هیچ چشم داشتی نداریم.

فرق دیگر در این است که در بخشش امکان دارد ما چیزی ببخشیم و منتظر زیاد شدن و تکثیر آن باشیم ، اما به دلایلی کم شود و که باعث می شود حال ما بد شود . مثل یک دانه گندم ، که زیاد می شود ولی به علت آفت و یا تگرگ همه آن از بین می رود و کم می شود ، که باعث بد شدن حال ما شود ، ولی باید بدانیم که کار ابتدایی ما خوب بوده است و جز اعمال نیک است و به خاطر آن به ما هم ثواب می دهند.

بعنوان تجربه یک روز تعدادی وسایل اساب بازی برای یکی از کودکان ، که پدرش کارگر ساده بود خریدم وقصد داشتم که بخشش را آرام آرام تجربه نمایم، اما وقتی پدر کودک متوجه شد ، علاوه بر اینکه از من تشکر و قدردانی نکرد ، از عمل من بسیار ناراحت شد و گفت من برای تربیت کودکانم روشی خاص دارم ، و از من خواست در مسائل خانوادگی او دخالت نکنم. یادم هست آن روز حالم به جای اینکه خوب باشد ، بدتر شد و فهمیدم که چون منتظر تکثیر عمل خود بودم و چیزی که زیاد نشد بلکه کمتر شد به همین دلیل حالم بد شد. در صورتی که اگر آن کار را به عنوان خدمت بلاعوض انجام داده بودم هیچگاه چنین اتفاقی برایم
نمی افتاد.

برای همین است که  بخشش جز اعمال نیک است و  خدمت بلاعوض جز اعمال صالح  است .

و در اکثرآیات کتاب شریف هر جا آیه " یا ایها الذین آمنو.. آماده است ، در آخر " و عملو الصالح "  آمده است.

عمل نیک ؛ عملی است که وقتی کسی انجام می دهد  ، حال خودش خوب می شود ولی حال طرف مقابل خراب می شود هرچند که کار او دارای ثواب است.

بعنوان مثال ؛  یک نفر از من پولی قرض می گیرد وقتی به او می دهم تا این مرحله هم حال من خوب است و هم حال ایشان ، اما بعد از مدتی وقتی برادر آن شخص را ببینم و به او بگویم که برادرت از من پول قرض گرفت ، و بعلت اینکه قرض گیرنده به برادرش بدهکار بوده ولی پولی که از من گرفته است برای کار خیلی واجب تری استفاده کرده است ، اما وقتی برادرش به او بگوید که از فلانی پول قرض گرفتی چرا بدهیت را به من نمی دهی ، از آن موقع آن شخص حالش بد می شود و دائم با خود می گوید من نمی خواستم برادرم بداند که پول از فلانی قرض گرفته ام، و چرا به برادرم موضوع را مطرح کرده است. هرچند که با قرض دادن من ثواب کار ثبت شده است و جز اعمال نیک محسوب می گردد.

عمل صالح یا سالم؛ عملی است که وقتی کسی انجام می دهد، هم حال خودش خوب می شود و هم حال طرف مقابل.

بعنوان مثال؛ وقتی من پولی را به موسسه ای قرض می دهم ، و یک نفر می آید و از آن موسسه همان پول را قرض می گیرد ، از آنجا به بعد هم حال من خوب است که به دیگران کمک کرده ام و هم حال او که پول را قرض گرفته و مشکلش را حل کرده است، هرچند ما دونفر (قرض دهنده و قرض گیرنده) همدیگر را بشناسیم ولی ، نه او می داند که پول من است و نه من می دانم که پول دست اوست و همیشه حال هر دوی ما خوب است.

برای همین است که در خدمت بلاعوض شخصی که کاری انجام می دهد دیگر منتظر هیچ تشکر و قدردانی  نیست و برایش فرق نمی کند که کسی از او تشکر کند یا به ناسزا بگوید و در هیچکدام از موارد حال او بد نمی شود.

و اگر کسی او را تحسین یا  ناسزا  بگوید می داند که  صحبت او به درون و وجود و ماهیت شخص مربوطه بستگی دارد.

بعنوان مثال : وقتی که خورشید می تابد یک محبت بلاعوض عوض است و برایش آدمها ، حیوانات ، اشیاء هیچ فرقی نمی کند و به همه در حد توان خود می تابد منتظر تشکر و قدردانی نیست. و خورشید با فعل تابش کاری دارد نه با مفعول آن.

 وقتی به گل می تابد از گل بوی عطر برمی آید یعنی دارد تشکر می کند، وقتی به مدفوع و نجاست می تابد از آن بوی تعفن بر می آید،  یعنی ناسزا می گوید. اما برای خورشید فرقی نمی کند او کار خود را انجام
می دهد. و تشکر از ماهیت خوب گل و ناسزا از ماهیت ، کثیف  مدفوع است. و ربطی به خورشید ندارد.

در کنگره وقتی کمک راهنمایی به تمام وجود خود ، مانند خورشید به مصرف کننده می تابد ، اگر رهجو خوب سفر کند یعنی از او تشکر کرده است و اگر بد سفر کند یعنی به او ناسزا گفته است ولی برای کمک راهنما فرقی نمی کند او از انجام فعل خدمت کردن لذت می برد و کاری به رهجو ندارد. و خوب بودن و یا بد بودن رهجو به ماهیت خود او در سفراول بستگی دارد.

به قول مهندس دژاکام : عاشق را چه حساب با معشوق ، حساب او با عشق است.

باید بدانیم خدمت بلاعوض مثل نت موسیقی آنقدر باید زده شود که درست یا نادرستی آن برایمان مشخص گردد.

یک تجریه از خدمت فرمایشی توسط استاد:

یک روز استادم به من گفت ؛ برو جارو و طی بکش ، خدمت بلاعوض حالت را خوب می کند ولی متاسفانه با انجام این کار حالم بدتر شد، بعدها فهمیدم که خیلی مانده است که به مقام خدمت بلاعوض برسم.

چند نکته برای تمرین خدمت بلاعوض:

1- هر انسانی در این کائنات دارای ویژگی خاصی است، که آن استعداد ویژه در  هیچ انسانی در کره زمین به اندازه او نیست و فقط اوست که می تواند آن کار را به بهترین نحو انجام دهد پس در هر انسانی حداقل یک مورد خدمت بلاعوض و بدون اشتباه وجود. مانند کار کمک راهنمایان  که حتی پزشکان هم قادر به انجام آن نیستند.

2- تغییر این سئوال که در این کار چه نفعی برای من وجود دارد؟ به جای من چطور می توانم کمک کنم؟  جمله اول چه نفعی دارد از نفس است ، و چه طور کمک کنم از روح متعالی انسان است.

3- برای خدمت کردن کافی است، از نخستین پله بالا روید دیگر نیازی نیست ، مسیر پله ها را تا انتها بینیم فقط از اولین پله بالا داریم.

مثل یک دانه فقط سعی می کند خود را در مسیر نور قرار دهد و از دل خاک بیرون بیاید و بعد از بیرون آمدن مانند پله اول است و کلیه مسائل خود به خود دست در دست هم می دهد.

به نظر من طبق آیات شریف قرآن و همچنین مطالب وادی 12 می توان گفت که اولین خدمت گذار بلاعوض ، حضرت آدم بوده است. و همچنین هدف از خلقت یکی آموزش دیدن و دیگری خدمت کردن است. چون حضرت آدم ، در ابتدا اسماءالله را آموخت (آموزش دیدن) و سپس طبق امر خداوند به ملائک آموزش داد (خدمت بلاعوض) و از جایی دیگر می توان گفت مثل راهنما و اساتیددر کنگره انجام
می دهند ، که می توان گفت که کار راهنمایان و اساتید در کنگره شبیه کار حضرت آدم(ع) است که اول آموزش می بینند سپس با خدمت بلاعوض به رهجویان می آموزند.

فکر می کنم شاید با دانستن و شاخت وانجام دادن بخشش و خدمت بلاعوض بتوان کمی از محبت واقعی را دریافت نمود.

محبت

محبت در قرآن :

 در سوره احزاب خداوند می فرماید: در وجود هر انسان یک قلب قرار دادیم و اگر در قلب محبت وجود داشته باشد آنها یکی یکی به سمت ما می آیند که می توان گفت اولین نفر حضرت رسول اکرم (ص) بود.

می توان فهمید که محبت همچون آهن ربا است که همدیگر را جذب می کنند. و جذبه این آهن را در کنگره به خوبی دید می شود.

و همچنین در کتاب شریف آمده است: اگر راست می گوئید محبت شما در مراتب پایین انجام شود که صادقانه است.

در آنجا بود که ملائک به خدا گفتند ما تو را دوست داریم و به تو محبت داریم تو از همه بالاتری ، خداوند فرمود اگر راست می گوئید انسان را سجده کنید که شیطان این کار را نکرد و دروغ می گفت که فقط عاشق خداست. یعنی محبت در مراتب پایین مشخص کننده صداقت در محبت است.

محبت در حدیث:

در حدیث معراج آمده است که: ای محمد! من آنان را که به خاطر من با یکدیگر دوستی ورزند دوست دارم، آنان را که به خاطر من به هم مهر ورزند دوست دارم، آنان را که به خاطر من با یکدیگر پیوند و ارتباط برقرار کنند دوست دارم، آنان را که به من توکل کنند دوست دارم. دوستی مرا نشانی و فرجامی و پایانی نیست.

امام علی (ع): دوستی را زبان اظهار می کند و عشق و محبت از چشمها پیداست – میزان الحکمه 3074

پیامبر اکرم (ص) خدای عزوجل می فرماید: هرگاه اشتغال به من بر جان بنده غالب آید، خواهش و لذت او را در یاد خودم قرار دهم و چون خواهش و لذتش را در یاد خودم قرار دهم عاشق من گردد و من نیز عاشق او و چون عاشق یکدیگر شدیم پرده میان خود و او را بالازنم و آن را بر جان او مسلط گردانم، به طوری که وقتی مردم دچار سهو و اشتباه می شوند او دستخوش سهو نمی شود. میزان الحکمه 13031

و از اینجاست که می توان فهمید که خداوند به غیر از اختیار که به انسان داد، یک کلید هم به او داد ، که هرکدام از ما می توانیم در هر زمان وارد خانه خدا شویم، همه ما می توانیم اگر کلید را بچرخانیم. به شرطی که وقتی در تاریکی ها هستیم، برگردیم و رو به نور ( به سمت خدا) کنیم.

و در آخر:

کسی می گفت: " من به هرکس بخشش یا محبت کردم در عوض فقط یک نگاه توهین آمیز دریافت کردم"

بیاییم به فرد ندهیم، به شخص ندهیم، بلکه آن شخص را به عنوان تصویری از خدا بدانیم و آن چه به او
 می دهیم به خدا بدهیم. آن شخص فقط مانند یک صندوق پست است. وقتی که نامه ای را پست می کنید، مهم نیست که صندوق پست کهنه است یا نو. فقط نامه را در آن می اندازید و اطمینان دارید که نامه به مقصد خواهد رسید. مقصد ما خداست. با چنین اعتقادی ببخشید و بدهید، آن گاه متبرک خواهید شد.

 ما در این دنیا لحظه کوتاهی توقف کرده ایم تا با یکدیگر مواجه شویم، یکدیگر را ببینیم ، دوست داشته باشیم و با یکدیگر شریک شویم و در نهایت به یکدیگر محبت نمائیم.  و عاشق یکدیگر شویم، که بعضی از انسان ها در جوانی به این حقیقت می رسند بعضی در میان سالی و برخی دیگر در پیری. بیچاره آن ها که درون درک عشق دارفانی را وداع می گویند که  این دنیا پرانتز کوچکی در میان جاودانگی است.

 

(    جــــــــــــا و     (   دنیا  )    دانگــــــــــی   )

 

 

تهیه و تنظیم:

محمود اسماعیلی

مهرماه 1389

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایندگی فشم؟

نمایندگی  فشم جمعیت احیای انسانی کنگره 60

آدرس: لواسانات رودبار قصران- میدان فشم ابتدای جاده زایگان- جنب بانک ملی داخل تربیت بدنی

تلفن ثابت : 26500533

تلفن همراه:     09123969099  -   09123160665      -          09192673577

روزهای برگزاری جلسات و مشاوره یکشنبه - سه شنبه - پنج شنبه از ساعت ۱۰ لغایت ۲۰

 

شروع فعالیت نمایندگی فشم : مرداد ماه ۱۳۸۹

کمک راهنمایان فشم:

۱- محمود اسماعیلی رهجوی علی صداقت

۲-علیمحمد باقری رهجوی کورش آذرپور

مرزبانان فشم:

۱- مجید کیایی ۲- محمود ضابط ۳- سعیدرضا حاج حسینی ۴- علیمحمد باقری ۵- محمود اسماعیلی

رابط یا اجنت فشم : آقای علی صداقت


کنگره60 چیست؟

سازمان غیردولتی و مردم نهاد و تحقیقاتی است که درآذرماه 1378 برمبنای کتاب عبورازمنطقه 60 درجه زیرصفر توسط مهندس حسین دژاکام که مدت 17 سال درگیر اعتیاد و یا به عبارتی معتاد بوده و در نهایت با استفاده از روش درمان تدریجی موفق شد اعتیاد خود را درمان کند، که طی مجوز  وزارت کشور به شماره 132333/81 فعالیت خود را رسماً شروع نموده است.

کنگره 60 به منظور رهایی معتادینی که همواره خواستار رهایی از دام اعتیاد بوده اند و راه حل منطقی برای درمان خود پیدا نکرده اند تشکیل گردیده است . این کنگره بر اساس اصل پذیرفته شده کمک یک فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشکل شده است. اساس کار ما بر مبنای محبت، عقل و ایمان است. در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش، در مقوله اعتیاد و دستور جلسه سخن می گوید، و از نصیحت کردن و شعار دادن پرهیز می نماید. ما به هیچ گروهی وابسته نیستیم. و از نظر مالی به خود متکی می باشیم و
 می توانیم حامیانی داشته باشیم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره نقش بسیار سازنده ای داشته باشند.

محور فعالیت های کنگره 60 در درمان اعتیاد مشتمل بر آموزش، جلوگیری، مهار و راهنمایی است. اهداف اصلی کنگره 60 از این قرار است: ارائه پژوهش های علمی و راهکارهای عملی جهت شناخت رابطه میان روان انسان و

وابستگی به مواد مخدر؛ و ارائه راهنمایی و متدی کارآمد برای معتادان و خانواده هایشان. اعتیاد به مواد مخدر ناشی از تعامل میان انسان و مواد است، بنابراین هر دوی این عوامل را باید به دقت مطالعه و بررسی کرد. پس از ده سال حضور فعال در این عرصه،  کنگره 60 به یک NGO فعال و استوار تبدیل شده است که به عموم مردم خدمات رایگان ارائه میدهد. کنگره 60 در تهران و سایر شهرستانها 15 شعبه دارد و سالانه بیش از 800 کارگاه آموزشی (بطور متوسط 2000 ساعت، و 150 نفر در هر کارگاه) برگزار میکند. هر کارگاه متشکل از سه گروه است: 1) آقایان مصرف كننده مواد مخدر، 2) خانمهای مصرف كننده مواد مخدر و 3) خانواده هایشان. در کنگره 60 به شخص مصرف كننده، مسافر و به همراه او، همسفر اطلاق میگردد. آنها در سفر رهایی از مواد مخدر همراه یکدیگرند.

از دستاوردهای کنگره میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: رهایی هزاران نفر از معتادان از عادتهای مخرب با کمترین نرخ بازگشت، آموزش بیش از 155 راهنمای متخصص در زمینه درمان اعتیاد برای آقایان و 10 راهنمای متخصص برای خانمها، آموزش  120 راهنما برای خانمهای همسفر و 5 راهنما برای همسفران مرد. کنگره 60 برای اولین بار، پروتکل درمان بیماری اعتیاد را تدوین نموده است که توسط بسیاری از متخصصین، مراکز علمی پژوهشی، جامعه پزشکی و دیگر مراکز معتبر به رسمیت شناخته شده است. کنگره 60 به عنوان  یک مرکز پژوهشی با دیگر متخصصین، دانشگاهها، مراکز علمی و سازمانهای غیر دولتی همکاری می نماید و همیشه پذیرای ایده های نوین می باشد.

منوچهر- رهجوی محمود اسماعیلی-  7/2/1390

نمایندگی فشم بعد از گذشت 11 ماه از شروع فعالیت خود اولین رهایی را تقدیم کنگره کرد

 

ایمان داشته باش، که کمترین مهربانی ها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نخواهد شد. بیاییم در یاری رساندن به دیگر انسان ها، ما هم سهمی داشته باشیم

سردار:

11/12/78

لنگر کشتی را بکشید!

می دانید که کار ابتدا مشکل است اما لنگر کشتی را از آب بکشید.

گذرگاه زندگی مانند مثلثی است سیاه که گاهی از زوایای آن کشیده می شود و شکلی دیگر پدید می آید، اما از تمامی آن می شود راحت عبور کرد و به کشاکشهای متعدد آن توجه ننمود.

 

آری! منوچهر اولین کسی بود که لنگرکشتی به ساحل نشسته فشم را از آب بیرون کشید و شروع به حرکت کرد. و با حرکت راه برایش نمایان گردید، کشتی همیشه در ساحل راحت و امن تر است، اما برای در ساحل ماندن ساخته نشده است.

 و بدانیم که انسان های پیروز هرگز آرام نمی نشینند و انسان های آرام هرگز پیروز نمی شوند.

 با آرزوی موفقیت برای ایشان در سفر دوم

مرزبانان فشم

  

پیام سفردوم:

همسفر از بندی که آزاد شده ای تو را سرمست نگرداند و برای اینکه بدانی، سفر دوم به مراتب هم سخت و هم سهل است. دستهایت را به نشان پیچش در هم و به سوی آسمان نگهدار و تا آنچه دریافت ننموده ای از ادامه باز نایست و بدان همسفران در آن مکان لامکان تو را یاری خواهند نمود.

 

  مشخصات رهاشده از دام اعتیاد:

 

 

نام: منوچهر

سن : 59 سال                                 

مصرف: تریاک                                                     

مدت زمان مصرف مواد (تخریب):   30 سال

روش درمان : تدریجی DST

مدت سفر اول: ۹ماه و ۲ روز

اولین رهایی شعبه فشم


کنگره 60 در فشم با روش DST  اولین نفر را از دام اعتیاد نجات داد

مصاحبه :

لطفاً خودتان را معرفی نمایید و بگویید چندسال دارید؟

منوچهر هستم یک مسافر و 59 سال سن دارم  و متاهل می باشم.

 چند سال مصرف مواد داشته اید و چه نوع مواد مخدر  مصرف می کردید؟

بیش از 30 سال مصرف شیره و تریاک داشتم.

 به چه علت در نمایندگی فشم شروع به درمان خود کردید؟

منزل ما در تهرانپارس می باشد و من سالیان طولانی در فشم با دوستان خود رفت و آمد  داشتم ، و باتوجه به آشنایی با کنگره 60 ، در نمایندگی فشم زیر نظر یکی از کمک راهنماهای درمان رایگان اعتیاد ، شروع به درمان نمودم.

 چطور شد که بعد از گذشت این همه سال به فکر درمان اعتیاد افتادید و آیا در گذشته هم ترک مواد مخدر داشته اید؟

سن و سال فرقی نمی کند و هرکس در هرسنی می تواند شروع به درمان اعتیاد کند، و هر معتاد یک روز خواهد فهمید که مواد مخدر چهره دیگری هم خواهد داشت  و متوجه  تخریب موادمخدر در تمامی زندگی خود خواهد شد  و خواهد دانست که  چقدر  در جهل و نادانی به سر می برده است که فکر می کرده مواد مخدر به او توان و نیرو می دهد. و هرچقدر که از سن من می گذشت مصرف موادم بیشتر می شد، که دیگر توانایی حل مشکلات ساده کاری خود را نداشتم و تصمیم گرفتم که خودم شروع به ترک مواد کنم که متاسفانه با توجه به مشکلات شدید جسمی موقع قطع مواد نتوانستم آن را یکدفعه کنار بگذارم و شروع کردم به روش سنتی به کم کردن مواد مخدر در چند هفته.

 چرا  با هم روش سنتی شروع به درمان خود نکردید؟

متاسفانه هربار که از این روش استفاده می کردم ،  بعد از گذشت چند هفته ، که فکر می کردم مشکلات جسمی ام ،  تمام شده است. تازه مشکلات روانی و افکار که همان مشکلاتی بود که دیگران آن را نمی دیدند و فقط خودم آن را حس می کردم شروع می شد . و می دیدم که از نظر روانی کاملاً وابسته به موادمخدر هستم و در افکار و اعمال روزانه خود بهم ریختگی بسیار شدیدی دارم و درضمن برخی از مشکلات جسمی ام هنوز ادامه داشت.

 درمان اعتیاد شما چندماه به طول انجامید؟

10 ماه

 کمی توضیح دهید؟

هفته ای دو جلسه در کلاسهای کنگره 60 در میدان فشم – داخل تربیت بدنی در روزهای یکشنبه – پنج شنبه از ساعت 16 الی 18 شرکت می کردم   و هرچه می گذشت آرام آرام مواد مصرفی خود را طبق نظر کمک راهنما خود کاهش می دادم. که با کم کردن مواد مخدر سیستم شبه افیونی جسم خود را بازسازی نموده  و با توجه به شرکت در کلاسهای جهان بینی  مشکلات روانی خود را حل می نمودم که  این 10 ماه برای من در مقابل 30 سال مصرف و تخریب مواد مخدر اصلاً قابل مقایسه نیست و در طول درمان خود با روش کنگره 60 هیچ یک از مشکلات جسمی و روانی که در ترک های گذشته داشتم را اصلاً درخود مشاهده نکردم.

 آیا پیامی به کسانی که هنوز راهی برای درمان اعتیاد خود پیدا نکرده اند را دارید؟

از تمامی مصرف کنندگان مواد مخدر از هر نوع ، که تا امروز راهی را برای درمان خود پیدا نکرده اند ، درخواست می نمایم، برای یکبار هم شده به کنگره 60 بیایند و این روش درمان رایگان که به نظر من روش بسیارعلمی ، آسان و  بدون درد می باشد را  تجربه نمایند. و امیدوارم به زودی زود شاهد رها شدن دیگر مسافران در نمایندگی فشم از دام اعتیاد باشیم.

 

جلسه اول - دوره چهارم 1/3/1390

یکشنبه مورخ ۱/۳/۱۳۹۰ اولین جلسه خصوصی از دوره چهارم  راس ساعت ۱۶.۳۰ به شرح ذیل برگزار گردید

 استاد: حمیدرضا زمانی

 نگهبان: علی انبرستانی

 دبیر: مسعود غفاری

موضوع جلسه: آداب معاشرت و بی ادبی - تعادل و بی تعادلی

خلاصه سخنان استاد:

انسان موجودی است اجتماعی وباید یکسری قوانین را بداند یکی از این قوانین اداب معاشرت است هر عملی یک عکس العملی دارد وعمل وبرخورد صحیح من باعث یک عکس  العمل صحیح از طرف مقابل میشود وتبادل دو انرژی مثبت است که باعث میشود من به ارامش برسم و حال خوشی داشته باشم در جواب این سئوال که ما چگونه باید رفتار کنیم باید گفت از یک بزرگی پرسیدند ادب از که اموختی گفت از بی ادبان این بدان معنی است که اعمالی که دیگران انجام میدهند ودر نظر ما ناپسند است را انجام ندهیم همچنین اگر از جایی ادراک،احساس وبرداشت خوبی داشتیم سعی کنیم انرا بکار ببندیم واین اموزشها در کنگره هستند که نحوه صحیح برخورد ما با دیگران را رقم میزنندیکی از این اموزشها که فوق العاده مهم میباشد در وادی نهم نقطه تحمل است که باید نقطه تحمل خود را در مسائل مختلف بالا ببریم اگر کسی به من بی احترامی نمود هیچ دلیلی وجود ندارد من هم رفتاری مشابه از خود نشان دهم واین خود من هستم که با برخورد خودم اجازه میدهم کسی به من بی احترامی کند یا احترام بگذارد استاد در ادمه سخنان خود به مبحث تعادل و بی تعادلی اشاره فرمودند که تعادل یعنی همیشه و در هر جا ودر هر حالتی در برخورد با افراد کنترل خویش را از دست ندهیم و بهترین عمل یا گفتار را در ان زمان داشته باشیم