غزل سيگار

آنچه روحت را پريشان ساخته سيگار توست
عمر شيرينت به پايان ساخته سيگار توست
آنچه در سيماي تو چين وشكن انداخته
غصه هايت را دو چندان ساخته سيگار توست

آنچه روحت را پريشان ساخته سيگار توست
عمر شيرينت به پايان ساخته سيگار توست
آنچه در سيماي تو چين وشكن انداخته
غصه هايت را دو چندان ساخته سيگار توست

مسابقات بسکتبال خیابانی کنگره 60 در دهمین المپیاد ورزشی عقاب طلایــــی ، اوایل اسفند ماه جاری در محل پارک طالقانی برگزار خواهد شد . در روزهای آتی قوانیــــــــن وشرایط ثبت نام در این سری مسابقات به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید .
همه شب نماز خواندن،همه روز ٬روزه گرفتن
همه ساله از پی ٬حج سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه ٬سر وپابرهنه رفتن
دو لب از برای لبیک ٬به گفته باز کردن
شب جمعه ها نخفتن،به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ٬طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد٬ همه اعتکاف کردن
ز ملاهی و مناهی ٬همه احتراز کردن
پی طاعت الهی ٬به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها٬ سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت ٬به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت ٬گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز٬ ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را ٬به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ٬ثمر آنقدر نبخشد
که به روی نااميدي ٬ در بسته باز کردن

<<<<<آنچه باور است محبت است>>>>>
ما همه اعضای کنگره 60 در این هفته از دیده بان و ایجنت ومرزبانان
خود با دادن هدیه تشکر وقدردانی میکنیم و
این هفته را به انها تبریک میگوِِِِِئیم
با احترام دژاکام شهریور 92







هرچیز ازشمند . هرچیز زیبا و
هرچیز عظیم در این جهان برای اینگونه شدن به
زمان نیاز دارد...
منبع :اوای عشق

خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست
خوشبختی دوست داشتن داشتنی هاست


شاید باورتان نشود، اما این جدیدترین تصویر از پل گاسکوین است. کسی که اسطوره يک نسل بوده، این روزها به خاطر اعتیاد به الکل به این روز افتاده است !!!ستاره 46 ساله فوتبال انگلیس که حالا یک معتاد به الکل به حساب می آید، چند روز پیش در حالتی نیمه بیهوش در مقابل سطل آشغالی در لندن پیدا شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پل گاسکوئین به طور موقت از بیمارستان مرخص شد. ستاره 46 ساله فوتبال انگلیس که حالا یک معتاد به الکل به حساب می اید و چند روز پیش در حالتی نیمه بیهوش در مقابل سطل اشغالی جلوی هتلی در لندن پیدا شد و عکسهای این صحنه نیز خیلی زود در رسانه های مختلف منتشر شد در این مورد اعتراف کرد: «من خودم را به این روز انداختم.» اما حالا دوستان و نزدیکان او مصمم شده اند که به «گازا» کمک کنند و خود گاسکوئین در مورد کنار گذاشتن مشروبات الکلی می گوید: «می توانم شکستش دهم.»
ماه پیش بود که گاسکوئین در آن وضعیت پیدا شد و یکی از عابران که از دیدن او شوکه شده بود بلافاصله با اورژانس تماس گرفت. گاسکوئین بعد از بیرون آمدن از بیمارستان به دوستانش گفت: «حالا چهار روز است که به هوش هستم. می خواهم با این لعنتی بجنگم و برنده شوم.» بعد از انتشار تصاویر گاسکوئین در آن وضعیت در روزنامه سان برخی افراد به فکر ایجاد یک کمپین برای کمک کردن به او برای ترک اعتیادش به الکل افتادند. گروهی از خبرنگاران رسانه های جمعی و دوستان پل گاسکوئین، یک کمپین را ترتیب دادند که درآن از تمام مغازه ها، سوپرمارکت ها، بارها و رستوران ها درخواست می کنند که از فروش مشروبات الکلی و یا دعوت کردن گاسکوئین به صرف الکل، اجتناب کنند. دوستان گاسکوئین می گویند همگی مصمم هستند که به او کمک کنند و در این راه با هم متحد شده اند. یکی از آنها می گوید: «دور و بر او (گاسکوئین) پر است از آدمهای خوب و او حالا قول داده که خودش اوضاع را درست کند. او می داند که چه کارهایی باید بکند و اینکه باید تمرکز خود را حفظ کند. همه ما پشت او همستیم و خودش هم این موضوع را می داند.» شعار کمپین کمک به گاسکوئین این است: «لطفا به پل مشروبات الکلی ندهید و تعارف کنید. در عوض به او عشق و محبت بدهید.»

حتمآ با طوفان خواهی شکست
پس نتیجه میگیریم که نباید سریع با کوچک ترین چیز ها نا امید شویم چون راه طولانی است وسختی هم وجود دارد واین رابدانیم که چیزی که الماس را با ارزش میکند ان فشاری است که در طول قرنها به ان سنگ میاید تحت گرما قرار میگیرد در طوفان قرار میگیرد در مواد مذاب زمین قرار میگرد و در دریا در ان فشار زیر اب قرار میگیرد تا بشود الماس . وانسان هم همین است در سختی ها مانند ان الماس با ارزش میشود .
باید بدانیم سختی هست اما با ساخته شدن سختی ها
شکافته میشوند
سردار
و وادی یازدهم باید مثل یک رود خروشان وچشمه ی جوشان شویم چون یک رود خروشان وچشمه ی جوشان هر کاری انجام بدیم که جلوی ان را بگیریم باز حرکت میکند حتی اگر بر روی ان چشمه را ببندیم باز در زیر زمین راه خود را پیدا میکند واز یک جای دیگر بیرون میزند و به راه خود ادامه میدهد تا به هدف خود برسد /.
با آرزوی موفقیت


چنان که ابر گره خورده با گریستنش
چنان که گل همه عمرش مسخر شادیست
چنان که هستی آتش اسیر سوختن است
تمام پوی مصرف کننده بسوی رهاییست
رهایی از چیزی که سالها یک مصرف کننده برای رسیدن به اعماق
آن تلاش کرده است
واینک به دنبال رهایی از ان است
ان چیزی نیست غیر از مواد مخدر وخواسته های نامعقول نفسانی

مست عشقم.مست شوقم. مست دوست
مست معشوقی که عالم مست اوست
مستی من مستی انگور نیست
مست اخلاق تو ام
انگور چیست

( حرکت از نو .شروعی دوباره )
روزهای جمعه پارک طالقانی از ساعت ۸ الی ۱۳
درخدمت شما هستیم


درابتدا تشکر میکنم که اجازه خدمت به من داده شد تا
خدمت کنم همینطور که میدانید دستور جلسه امروز نقش
همسفردردرمان مسافر میباشد.
اگر از تجربه خودم بگویم بیرون از کنگره گفته میشه که اخرین
نفر خود شخص میباشد که متوجه میشود اعتیاد دارد
برای من هم به همین شکل بود زمانیکه خانواده متوجه شدند
خیلی حال خرابی پیدا کردند ونظر وشخصیت من جلوی خانواده
خراب شده بود وهر کاری کردند من حمید روز اول نشدم با اینکه
خیلی تلاش میکردند نمیشد چون اطلاع ودانش نداشتیم با خیلی
از مراکز درمانی اشنا شدیم ولی بی فایده بود بعد از مدتی پیش
دکتر برای ترک اعتیاد رفتیم وبه من داروی نالترکسون تجویز کرد
البته با طی مراحل اولیه در ابتدا فکر کردم به همان روزهای اولیه
بر میگردم ولی افسوس که خیلی بدتر شدچون افسردگی گرفته
بودم ومعاشرت رادوست نداشتم تا اینکه دیدم تمام این افسردگی
من از سر مصرف این دارو میباشد به همین دلیل قرص مصرف
نکردم ومجدد به مواد برگشتم خانواده ارامش نداشند ودر کل از
خانه ترد شده بودم البته ناگفته نماندمن خودم را ترد کرده بودم
ورابطه خودم را قطع کرده بودم خانواده خیلی تلاش کردند تا اینکه
با کنگره اشنا شدند ودر ابتدا خودشان به کنگره می امدند وبه من
چیزی نمیگفتندحدودا ماه 5یا6 بود که به من پیشنهاد درمان از
طریق کنگره رادادندوهر زمانی به منزل میرسیدم سی دی های
مهندس داخل دستگاه بود وگوش میدادند ومن همیشه دعوا راه
می انداختم که این سی دی ها به چه دردی میخورد برای من
که مصرف کننده همسم فایده ای ندارد برای شما که دیگر هیچ
ولی باتمام مبارزه کردنها من در نهایت قبول کردم که برای یک بار
به کنگره بیایم ومشاوره شوم چون خودم را معتاد نمیدانستم
همان زمان قصد بازی دادن را داشتم وخانواده را بازی دادم قافل
از اینکه خصارت بدی را دادم افسوس وزمانیکه از کنگره بار اول
رفتم (بازداشگاه نرفته بودم که رفتم دادسرا نرفته بودم که رفتم
شلاق نخورده بودم که خوردم و.............)زمانی چشم باز کردم
دیدم اعتبار پول ماشین وزندگیم را ازدست دادم ولی ایندفعه
خانواده ناامید نشدند چون اموزش از کنگره میگرفتند وباارامش
رفتار میکردند تا برای بار دوم ولی این دفعه باپای خودم به کنگره
امدم و درست سفر کردم تادوباره تمام از دست رفته های من
به من برگشت من زندگی خودم را مدیون خانواده هستم ونقش
بزرگی را در درمان من ایفا کردند ومن هم مدیون انها هستم واز
همه همسفران تشکر میکن
استاد :مسافر حمید
نگهبان :مسافر صادق
دبیر :مسافر جواد
سه شنبه 1391.12.08 شعبه فشم
تازه وارد 3 نفر

وادی یا راه دوازدهم
دراخر امر امر اول اجرا میشود
بر میگردم به گذشته چه شد که من یک مصرف کننده شدم وقتی کمی به این وادی فکر میکنم به این نتیجه میرسم که این همان بذری بود که من در بچه گی کاشتم ان بذر چه بود؟
۱.اخلاق رفتار وکردار من
۲.انجام دادن کارهای نا معقول چیز هایی که هیچ شخصی ان را نمی پذیرفت و.......
این ها بذر های نادرست واشتباهی بودند که من کاشتم والان هرچیزی که برای من اتفاق افتاده بذر هایی بودند که خود من کاشتم هیچ شخصی در مصرف کننده شدن من دخیل نبود حتی با این که در یک خوانواده ی مصرف کننده زندگی میکردم باز باعث بانی این اتفاقات را بذر هایی رامیدانم که خودم کاشتم و در مورد مثلث القاء. احیا.تحرک وقتی که استارت برای درمان اعتیاد زدم یک چیزی باعث کمک به من شد وانم القائی بود که در کنگره۶۰ به من شد البته این القاء با القاهای دیگر فرق داشت چون هروقت به من القائی میشد من را به سمت وسوی منفی حرکت میداد ولی ایندفعه با دفعه های دیگر فرق داشت چون این القائ که به من شد من را به سمت وسوی مثبت یا همان درمان اعتیادحرکت داد
مسافر جواد
ادامه دارد ..........

تغییر. تبدیل.
تحول

به یاد میارم زمانی را که درحال مصرف مواد مخدر بودم با همه چیز همه کس مشکل داشتم از ورزش بدم میامد به گونه ای ازش نفرت داشتم حتی در مدرسه بچه ها وقتی درزنگ ورزش در حال بازی کردن بودن من در حال مصرف کردن مواد مخدر بودم . ولی الان فرق کرده است احساس میکنم ورزش را دوست دارم به ان احتیاج دارم وخود به ورزش والیبال وبسکتبال روی اوردم و از ان لذت میبرم . واین هارا از لطف کنگره ۶۰ واموزش های راهنمایم دارم. ایااین یک تحول نیست از درس بدم می امد وهمیشه بذور درس میخواندم ولی الان به فکر ادامه ی تحصیل هستم .اززندگی نا امید بودم اصلاوابدا به زندگی امید نداشتم ولی الان همچین حسی ندارم چون از مصرف موادمخدر ومحرک ازاد شدم. ودیگر من ان نیستم که بودم .
ادامه دارد....... 
مسافرجواد